تبليغاتX
روابط عمومی جبهه دمکراتیک ایران
         گزارشی از زندانیان سیاسی

1-احمد قصابان،مجید توکلی،احسان منصوری،بهاره هدایت و محمد هاشمی آزاد شدند.این خبر بسیار خوشی بود.به ویژه درباره ی سه دانشجوی امیر کبیر که هزینه ی بسیار سنگینی پرداخت کردند.جا دارد این آزادی را به همگان به ویژه دانشجویان شاد باش بگوییم.به هر حال شهریور و بازگشایی دانشگاه هاست و رژیم دریافته است با این وضعیت آشفته ای که برای دانشجویان به وجود آورده  نمی تواند به استقبال مهر برود.به همین دلیل و برای تلطیف فضای پلیسی ناشی از عملکرد خودش،مجبور گردید این 5 دانشجو را آزاد کند.

2-دانشجویان زنجانی به ویژه قربانیان تجاوز هنوز در بند هستند.بنابراین،رژیم در تداوم اقدامات ضد حقوق بشری اش،یک دانشگاه را به گروگان گرفته است تا از شدت گناه نور چشمی اش یعنی دکتر مددی بکاهد.این رژیم بارها و بارها اثبات کرده است که اهل خشونت و انتقام گیری است.فلسفه ی اعتقادی اش بر پایه ی انتقام گیری جاهلانه است.

3-بهروز جاوید تهرانی،امیر حشمت ساران و ارژنگ داوودی از زندانیان سیاسی قدیمی،در مخوفگاه رجایی شهر می پوسند.انگار در عرف سیاسی-اجتماعی ما معمول است،هر زندانی که مدت بیشتری در زندان ماند کمتر از او سخن گفته شود.

4-اوسانلو به جرم تشکیل سندیکا و دفاع قانونی از کارگران شرکت واحد به 5 سال حبس محکوم شده و من خود در بهداری زندان،شاهد آشفتگی وضعیت جسمی اش بودم.

5-سعید درخشندی و ابوالفضل جهاندار به جرم طرفداری از مبارزات مسالمت آمیز برای دموکراسی،هرکدام به 3 سال حبس محکوم شدند.این دو دانش آموخته،بیش از 2 سال از حبس خود را گذرانده اند ولی حتی از حق مرخصی محروم اند چه رسد که از آزادی مشروط که حق قانونی آن هاست استفاده کنند.

6-محمد حسین فلاحیه از هموطنان خوزستانی ما،به دلیل روزنامه نویسی و فعالیت مدنی به ویژه در دفاع از حقوق هموطنان عرب زبان خوزستانی به 3 سال حبس محکوم شد که بیش از 2 سال از آن را گذرانده است.این روزنامه نگار فرهیخته،اخیرا درخواست آزادی مشروط کرده است.اما آقای بزرگ نیا رییس بند350که من خود از نزدیک از رفتارش آگاه هستم،از فلاحیه خواسته است تا توبه نامه امضا کند. و به همین دلیل از اجرای خواسته ی قانونی اش جلوگیری می کند.

7-مهرداد لهراسبی از بازماندگان 18 تیر1378 بار دیگر و به بهانه ی واهی بازداشت و راهی زندان شد.او را به بند350 منتقل کردند.اما به دلیل این که مسئولین زندان به ویژه آقای بزرگ نیا رییس بند350قواعد خشک نظامی برای آمارگیری و ورزش اجباری زندانیان وضع نموده و مهرداد زیر بار این زورگویی آشکار نرفته،ابتدا برای چند روز او را به بند240و سپس به بند8تبعید کرده است.

8-آقای کبودوند به جرم فعالیت مدنی و حقوق بشری برای مردم کردستان به 11 سال زندان محکوم شده و در بند8 زندان اوین در سلول های20نفره و در شرایط طاقت فرسا،تحمل کیفر می کند.این در شرایطی است که خانواده ی او به لحاظ اقتصادی در شرایط بسیار سخت به سر می برد و او سه فرزند دارد که به دلیل وضعیت خاص،می بایست خودش در کنار آن ها باشد.

9-آقای عباس خرسندی صرفا و صرفا به جرم تشکیل حزب که یک حق قانونی است به 8 سال حبس محکوم شده و این حکم در تجدید نظر تایید گردید.هیچ کس نمی پرسد پس این قانون اساسی که رژیم هرگاه بخواهد از آن برای سلب حقوق مردم سوء استفاده کند،آن را چون وحی منزل می داند،چه ارزش عملی دارد که یک شهروند برای تشکل حزب می بایست 8سال حبس تحمل کند؟!

10-حمیدرضا محمدی بیش از 3 سال است که تحمل حبس می کند.در حالی که 3 سال دیگر از حبس او باقی مانده بود،5سال دیگر بر حبس اش افزودند.انگار صدور احکام سنگین برای شهروندان،اقدامی لذت آور برای مقامات جمهوری اسلامی است.یا مثلا از طریق حبس و اعدام می توان برای همیشه بر اریکه ی قدرت تکیه زد.

11-خانم ها عبدی،صفار زاده و بایزیدی به جرم فعالیت های مدنی به حبس های سنگین در تبعید محکوم گردیده و تازه در زندان نیز دست از سر آن ها بر نمی دارند.گویی دفاع از حق زن گناه نابخشودنی است که مرتکبین می بایست تاوان سنگینی برای آن بدهند.

12-ظهور نبوی،اصلانی،میثاق یزدان نژاد،منصوری،دو برادر بنا زاده و کهن دل صرفا به جرم شرکت در تجمع خاوران یا قلم زنی در نشریه ای به نام سرزمین آریایی،به حبس های سنگین متهم شده و از کلیه ی حقوق قانونی محروم اند.هاشم شاهین نیا نیز یکی دیگر از کسانی است که به جرم شرکت در مراسم سخنرانی به حبس محکوم شده است.من خود،همگی این افراد را در زندان دیده ام و همگی از مبارزه ی مسالمت آمیز حرف می زنند.ولی انگار رژیم تمایل دارد،گروه ها به مبارزه ی مسلحانه رو بیاورند تا او راحت تر آن ها را سرکوب کند.

13-احمد دانش پذیر با بیش از 60 سال سن،بیش از6-5 ماه است که در بازداشت موقت به سر می برد و این در حالی است که او از درد پا رنج میبرد و جرمی جز وبلاگ نویسی و تحلیل مسایل روز ندارد.قاضی پرونده اش آقای صلواتی یک بار دیگر و به بهانه ی واهی رسیدگی به پرونده ای او را عقب انداخت تا همچنان این شهروند مظلوم در بند 8 زندان اوین ودر سلول های بیش از 20 نفره،کف خواب باشد و زندگی در جهنم را تجربه نماید.

14-رژیم در سال اخیر احکام اعدام زیادی برای مخالفین سیاسی در بلوچستان و کردستان صادر کرده است و این در حالی است که گروهی را به صورت دسته جمعی و تحت عنوان مجعول و غیر حقوقی اراذل و اوباش به دار کشید.هیچ کس از اتهامات این افراد و نحوه ی رسیدگی به آن،اطلاعی ندارد.برای این که مطابق30 سال گذشته همه چیز در خفا و دور از چشم ناظران و خبرنگاران صورت می گیرد.اعدام این  غیر انسانی ترین اقدام،جزو شیرین ترین کارها برای روحانیون رئوف و اسلامی است!

15-مهدی شاندیز فراهانی،یکی از مبارزین سیاسی و فعالین کارگری نزدیک 3 ماه است که به جرم جمع آوری امضا برای آزادی زندانیان کارگری،در زندان اوین به سر می برد.

16-آقای عماد الدین باقی فعال مدنی که از بیماری رنج می برد،مدت هاست که در زندان است و اخیرا از بند350به مکان نا معلومی انتقال داده شده است.

17-آقای خسرو کرد پور،یک فعال سیاسی کرد،اخیرا از خانه ی خود ربوده شده و تحت با زداشت نیروهای امنیتی قرار گرفته است.

18-آقای بنی طرف از روزنامه نگاران خوزستانی،اخیرا و صرفا به جرم دفاع مدنی از حقوق قانونی عرب زبانان خوزستانی به 5 سال حبس محکوم گردیده است.

اگر بخواهم این گزارش را ادامه دهم،مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد.و این گزارش ها برگرفته از مشاهدات خود یا با استفاده از منابع موثق و مکرر تهیه شده است.

می خواهم تاکید کنم در شرایط فعلی که رژیم جمهوری اسلامی به دلیل عملکرد30 ساله اش زیر فشار سازمان های بین المللی و کشور های غربی قرار گرفته،این فشار را به دوگروه منتقل می کند.گروه اول اکثریت ملت ایران یعنی جمعیتی بالغ بر 90 درصد کل مردم ایران  که به لحاظ اقتصادی به شدت در فشار هستند.رژیم از این که مردم زیر بار گرانی و تورم له شوند هیچ ابایی ندارد.برای این که این اکثریت هیچ تریبون یا نماینده ای ندارد که از آن  در مقابل فشار های رژیم دفاع موثر بکنند.

گروه دیگری که به شدت زیر فشار قرار گرفته اند،فعالان مدنی و مبارزان سیاسی هستند.زیرا آزادی های سیاسی-اجتماعی و موازین مربوط به حقوق اساسی ملت،همان پاشنه آشیل یا چشم اسکندر رژیم نیز هست.رژیم به خوبی می داند که اگر هر روز شرایط را بر مخالفین سیاسی سخت تر نکند،نخواهد توانست در مقابل سیل بنیان بر انداز این نیروی پیشرو مقاومت کند.به همین دلیل است که هرچه شرایط بین المللی برای رژیم وخیم تر می شود،او فشار مضاعفی بر دو گروه بالا به ویژه گروه دوم وارد می سازد.در چنین شرایطی،مفاهیم عادی مربوط به حقوق بشر،بیان گر وضعیت این گروه ها نخواهد بود.باید این مفاهیم گسترش معنایی پیدا کرده یا به جای استفاده از گفتمان حقوق بشر  گفتمان معنا دار تری انتخاب شود.ملت ایران در شرایط فعلی قربانی این رژیم هستند و مبارزین سیاسی و فعالان مدنی،بیش از همه ی گروه ها هزینه ی مبارزه را می پردازند.در چنین شرایطی باید به فکر ساز و کاری بود که از حقوق این قربانیان تجاوزات مکرر رژیم جمهوری اسلامی،دفاع موثر نماید.در واقع یک ساز و کار مشترک که همگان بتوانند در آن شرکت جویند.فقر و فساد و درماندگی اکثریت ملت ایران همان اندازه ضد حقوق بشری است که صدور حکم اعدام،زندان و تبعید است.همه ی این محکومین،مظلوم و قربانی و بلکه گروگان و اسیر یک حکومت خشن و بی رحم اند.خشونت و بی رحمی،صرفا به یک حوزه ی خاص محدود نمی شود.این خشونت،همواره قربانی می گیرد.اعم از قربانیان سیاسی یا مدنی یا اجتماعی و اقتصادی.

تصویب لایحه ی تنطم خانواده،تجاوز به حقوق زنان است.اما این فقط زنان  نیستند که قربانی این تجاوزات به ظاهر حقوقی می شوند.کودکان خیابانی،کارگران مظلوم،دانشجویان زیر ستم و روستاییان فقیر نیز قربانی همین رژیم اند.بنابرین باید پذیرفت هرکدام از ما به نحوی قربانی این رژیم و سیاست های او هستیم.اگرچه برخی گروه ها به ویژه،زندانیان،فقرا،اقوام،زنان و دگر اندیشان گرفتار ظلم مضاعف هستند.

من معتقدم برخی مفاهیم به کار گرفته شده برای دفاع از حقوق لایه های گوناگون اجتماع گمرا کننده است.اقدامات اصلاحی برای بهبود بخشی از ناملایمات اگرچه مفید است اما صرفا یک مسکن است.جامعه ی ایران در شرایط فعلی،به صورت یک پارچه قربانی این رژیم است.این جامعه نیازمند یک ساز و کار مشترک،برای دفاع از خود در مقابل تجاوزات مکرر رژیم به حقوق اساسی اوست.در غیر این صورت،گفتار هایی که پشتوانه ی عمل موثر اجتماعی و بین المللی نداشته باشد،صرفا به تحریک متجاوزان خواهد پرداخت.شاهد این ادعا،اعدام دسته جمعی اخیر علی رغم مخالفت ظاهری و سیاسی همه ی مجامع بین المللی بود.بنابرین،اگر هر شهروند آگاه و متعهد ایرانی بخواهد در یک برنامه ی عمل مشترک و موثر در دفاع از قربانیان تجاوزات مکرر رژیم سهیم باشد،باید به دنبال راه  کار بوده و یا حداقل به راه کارهای پیشنهادی پاسخ مثبت بدهد.در غیر این صورت،همواره باید شاهد قربانی شدن فرزندان ملت در زندان ها یا کوچه و خیابان و کارخانه و دانشگاه باشیم.قیام مدنی و مسالمت آمیز برای دفاع از حقوق قزبانیان این رژیم،تنها جنبشی است که بازدارنده خواهد بود.هرگاه خود،یعنی آحاد شهروندان و به ویژه نخبگان سیاسی-اجتماعی،دست به چنین اقدامی زدیم،باید از دیگران به ویژه مجامع بین المللی انتظار حمایت داشته باشیم.

فراموش نکنیم که رژیمی متشکل با بنیه ی اقتصادی بسیار قوی و متکی به پول نفت ایرانیان و با در دست داشتن قوه ی قهریه و نیروی قدرتمند امنیتی،به جان ملت افتاده و مرتب به حقوق اساسی او تجاوز کرده و از ملت قربانی می گیرد.در مقابل چنین متجاوز قدرتمندی نمی توان با چند کمپین و پتیشن ایستاد.ما را بیراهه نبرند.اگرچه این ها حداقل کاری است که انجام داده ایم ولی کافی نیست.

                                                        *حشمت اله طبرزدی

                                                               28/مرداد/1387خورشیدی

+ 
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت 14:10 |
من نمی دانم این حکومت تا کی قرار است با زور  اسلحه و بگیروببند و با استفاده از نیروی نظامی بر دهان این ملت مهر زده و بدون توجه به نیاز های واقعی آن ها،اهداف جاه طلبانه ی خودش را پی گیری نماید. و نمی دانم آقاها و آقا زاده ها تا کی قرار است جیب های خود را از سرمایه های ملی پر کنند.و نمی دانم کاسه ی صبر این ملت  کی لبریز خواهد شد،اما می دانم که مردم به شدت ناراضی و عصبانی اند
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 و ساعت 15:30 |
پیام مهندس طبرزدی به مناسبت درگذشت فریدون فاطمی
فریدون فاطمی مترجم و اندیشمند گرانقدر درگذشت.این مترجم توانمند اثار زیادی در زمینه ی تاریخ،ادبیات و فلسفه را تالیف و  ترجمه کرده است. از جمله می توان به ساحره سوزان اثر ارتور میلر،تروتسکی در تبعید،اطلس تاریخ جهان وتاریخ تحلیلی اقتصادی نام برد.ولی من بیشتر ازتالیفات و   ترجمه های فلسفی این اندیشمند بهره بردم. روز و شبهای طولانی زندان را با اثار کسانی چون اوبه سر برده و از این طریق با دانش و کوشش او اشنا شدم. ترجمه ی اثاری چون:پژوهشهای فلسفی نوشته ی ویتگنشتاین،فلسفه تحلیلی قرن بیستم، و نوشته هایی چون اندیشه های هوسرل و هگلی های جوان از جمله کارهایی است که خواننده را با توانمندی های این اندیشمند اشنا می کند. به ویژه مقدمه ای که بر پژوهش ها می نویسد معلوم می سازد که او یک مترجم ساده نیست و اندیشه های فیلسوفان معاصر را به خوبی می شناسد. گو این که کسانی که با فن ترجمه اشنا هستند به خوبی از دشواری ترجمه ی پژوهش ها اگاهند.من به سهم خود درگذشت این شخصیت فرهیخته را به جامعه ی علمی ایران تسلیت گفته و تاسف خود از حاکمیت جماعتی عقب مانده و اند یشه سوز که اندیشه را ابزاری در خدمت عقیده و ایمان قشری و ارتجاعی می دانند بر کشور و دستگاه فرهنگی و تبلیغی رسمی را ابراز می دارم. زیرا  تا زمانی که این قوم خردستیز بر کشور حاکم هستند فرهیختگانی چون فریدون فاطمی در بی خبری جامعه  زیسته و از بین ما  می روند.  من با شنیدن خبر درگذشت فاطمی به واقع متاثر شدم. زیرا همیشه به دوستان ابراز می داشتم افرادی چون فاطمی  علاقه مندان به اندیشه را با نظرات فیلسوفان جدید اشنا می کنند. باور نداشتم به این سرعت جامعه ی علمی ایران را ترک کند . یادش گرامی و راهش پر رهرو. حشمت اله طبرزدی/۲۰ مرداد/۱۳۸۷ خورشیدی.
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در یکشنبه بیستم مرداد 1387 و ساعت 23:35 |
 

خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي - تلويزيون هما(همبستگي ملي ايرانيان)با پرويز سفري عضو شوراي مركزي جبهه دمكراتيك ايران درخصوص ديدار جمعي ازرهبران جبهه ملي ايران با مهندس طبرزدي و مسايل اپوزيسيون گفتگويي انجام داد كه متن آن به قرارذيل است
مريم افشاري(مجري): بعد ازطي 9 سال پايداري در حبس و آزادي مهندس طبرزدي تعدادي ازفعالين سياسي ازجمله جمعي از رهبران جبهه ملي به ديدن ايشان آمدند نسبت به آنچه دراين جلسه گذشت هم ميهنان عزيزرا آگاه كنيد
پرويز سفري : مهندس طبرزدي كه به دليل دفاع ازحقوق شهروندي و تلاش براي تحقق دمكراسي سالها درحبس بودند به دليل پايان دوره محكوميت وحتي اينكه مدتي هم بيشتر درزندان بودند آزاد شدند البته بلافاصله محكوميت ده ساله ايشان ازحقوق اجتماعي آغاز شده و حق فعاليت اجتماعي و سياسي ازايشان سلب شده است. اين جلسه بنا به رسم خوبي شكل گرفت كه حتي دررژيم گذشته هم بوده كه به ديدارخانواده هاي زندانيان سياسي مي آمدند وبا خانواده زندانيان درارتباط بودند و اميدواريم اين رسم همچنان ادامه داشته باشد ازجمله اين ديدارها حضورتعدادي ازرهبران جبهه ملي درمنزل آقاي طبرزدي بوده كه دراين ديدارازشوراي مركزي جبهه دمكراتيك بنده و آقاي محمد مسعود سلامتي هم بوديم وازشوراي رهبري جبهه ملي استاد بزرگوار آقاي عبدالعلي اديب برومند و استاد بزرگوار آقاي دكترباوند بودند و برادرمبارزجناب آقاي مهندس زعيم وآقاي عيسي خان حاتمي هم ازشوراي مركزي بودند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 14:54 |

دو سال ازجان دادن مشكوك زنداني سياسي اكبرمحمدي درمحبس اوين گذشت. اكبررا به جرم زنده بودن يعني اعتراض به ظلم حكومت درفاجعه 18 تير 78 بازداشت كردند. ابتدا مستوجب اعدام خواندند تا زنده بودن را از او بگيرند اما حمايت مستمردانشجويان ومدافعان حقوق انسان ها موجب گشت تا محكوميت وي را دو درجه تقليل دهند.
اكبرمحمدي ظرفيت اصلاح پذيري حكومت را باورنداشت. بازي دادن مردم با الفاظ استحاله شده دردست جناح هاي حكومت را نمي پذيرفت.درپي آن نبود تا ازدفع فقر،حقوق بشر، صلح طلبي ورهايي از اختناق ابزاري براي تن دادن به انتخابات فرمايشي و سهيم شدن درقدرت حاكمه بيابد. اكبرمحمدي ازنگاه واردوگاه اصلاح طلبان حكومتي همانقدر غيرخودي بود كه درمنظرو بلوك اقتدارگرايان حاكم.او به جمهوري عاري ازتعلقات ايدئولوژيك و حاكميت لاييسيته باورداشت . اكبردربرابرسركوب بي امان جنبش هاي اجتماعي همچون جنبش دانشجويي، جنبش زنان، جنبش كارگران ومعلمان ساكت نمي نشست . اكبرنمادي اززنده بودن جنبش هميشه بيداردانشجويان بود.
حكومتگران مانع ازتداوم تحقيق قضايي درخصوص كيفيت جان سپردنش دربستربيماري درزندان اوين شدند. آنها مانع ازتشييع پيكر وفرصت يافتن اعضاي خانواده ويارانش براي آخرين ديداراوشدند. آنها مانع ازبرگزاري مراسم سوگ و سالگردش شدند. آنها اكبررا هم سرنوشت با ديگر شهيد كوي دانشگاه عزت ابراهيم نژاد ساختند. وقتي كه با تمام آزار و شكنجه ها ، حبس ها و اعمال فشارها نتوانستند اراده اكبربراي ظلم ستيزي را بشكنند،به زعم باطلشان با سپردن اكبردرزير خروارها خاك گور مي خواستند زنده بودن را ازاو بگيرند. اما راه اكبرمحمدي ، نامش ، خاطره اش ومزارش جان بخش همه آزادي خواهان وانسان هايي است كه درهردوران دربرابرظلم وجفا ايستادگي كنند.
جبهه متحد دانشجويي ضمن محكوم كردن بازداشت هاي گسترده دانشجويان درفصل تعطيلات دانشگاه وپروژه سازي هاي رسواي حكومتگران برضد اين جنبش بارديگربرتداوم راه زنده ياد اكبرمحمدي عضوفقيد شوراي مركزي اين تشكل تاكيد مي نمايد.
زنده باد آزادي – گسسته باد زنجيراستبداد – برقرارباد دمكراسي
هشتم مرداد 78
جبهه متحد دانشجويي

+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در چهارشنبه نهم مرداد 1387 و ساعت 10:42 |

                      نگاهی به شرایط کنونی

                                 حشمت اله طبرزدی                   

1- جناح های حاکم اعم از اقتدارگرا و اصلاح طلب همه ی تلاش خود را بر انتخابات ریاست جمهوری دهم،متمرکز کرده اند.اقتدارگرایان به شدت تمایل دارند از شر محمود احمدی نژاد خلاص شوند اما عملا راه کار جایگزینی ندارند.برای این که از یک سو احمدی نژاد به راحتی این پست را رها نمی کند و از دیگر سو اقتدارگرایان جایگزین برتر، عطف به شرایط موجود و به ویژه ترس از کاندیدای اصلاح طلب ها،برای آن ندارند و قالی گاف(پسوند صحیح گاف جای باف)یا لاریجانی و حداد عادل نخواهند توانست در جبهه ی اقتدارگرایان با احمدی نژاد به رقابت بپردازند.تنها گزینه ی اصلاح طلبان نیز راضی کردن خاتمی است.اگرچه آن ها می دانند،حتی اگر خاتمی را راضی کنند،معلوم نیست بتواند با احمدی نژاد و حزب پادگانی اش رقابت کند.به همین دلیل عقلای آن ها پیشنهاد داده اند گزینه ی کروبی را در نظر داشته باشند و با وعده ی 100000 تومان ماهیا نه و برای هر نفر و یا قید انتخابات غیر آزاد و غیر عادلانه را بزنند.در هر حال به نظر می رسد،در مجموعه ی دوجناح ابر و مه و باد و خورشید و فلک در کارند تا بار دیگر احمدی نژاد بر صندلی ریاست تکیه بزند؟!بنابرین راه عقلانی را اکثریت مردم ایران در پیش گرفته که همانا تحریم انتخابات است.

2-از زاویه ی دیگر،دولت و حاکمیت هیچ راه حلی برای برون رفت از وضع موجود به نفع برطرف کردن معضلات عدیده ی مردم را ندارند.گرانی،تورم و بیکاری بیداد می کند و قیمت مسکن اعم از اجاره و خرید و فروش سر از رقم های نجومی درآورده و گاه این ارقام پیشانی به پیشانی ماه و خورشید و ستارگان می سایند.نارضایتی در حدی است که رژیم از ترس شورش های اجتماعی آرایش نیروهای نظامی وفادار به خودش را تغییر داده است.کمتر محفلی را سراغ دارید که سه نفر یا بیشتر در آن جمع شده باشند ولی علیه حکومت حرف نزنند.در واقع نارضایتی اجتماعی به نقطه ی کمال خود رسیده و دیر نیست که آستانه ی تحمل ملی به انتها برسد.حاکمان اما سرگرم تولید تنفر و انزجار هستند.هر دانشجویی که به زندان می افتد و به ویژه هر فردی که به هر بهانه ای اعدام شده و خبر آن در رسانه ها اعلام می شود،بر تنفر ملت از حاکمان می افزاید.انگار دستی در کار است تا شکاف ملت با حکومت را افزایش دهد و دایم تخم انزجار و تنفر بکارد و بر خشم فرو خفته ی ملی از حکومت بیفزاید.انتشار خبر اعدام 30 تن به هر دلیل،اگرچه برای ایجاد وحشت در طبقات گوناگون اجتماعی بوده اما نشانگر ضعف رژیم تلقی  گردید ه است.گفته می شود رژیم به جای اعدام های سیاسی و دسته جمعی دهه ی شصت،اینک به اعدام های دسته جمعی با عنوان جرایم اجتماعی رو آورده است.برخی حاکمان گمان کرده اند که اگرچه این اعدام ها به بهانه ی جرایمی غیر سیاسی و با مضمون اجتماعی صورت می گیرد اما کارکرد سیاسی خواهد داشت.زیرا در شرایط حاضر که نارضایتی اقتصادی-اجتماعی،خطر کمتری از نارضایتی سیاسی ندارد،وجود جوانان سلحشور و بی باک بیش از مبارزین سیاسی برای آن ها خطر دارد.

3-خاموشی برق بیش از دوران جنگ است و این در حالی است که گفته می شود قرار است تعرفه ی  آب و برق پنج برابر شود.از دیگر سو دولت نفت را بشکه ای 140 دلار می فروشد اما ملت باید آثار ناشی از گرانی و تورم داخلی و بین المللی را تحمل کند.شرایط به اندازه ای سخت و شکننده است که رژیم کوچک ترین اعتراض حتی از سوی خودی هایی چون پالیزدار را با داغ و درفش می دهد.پالیزدار ها به این دلیل اسرار هویدا می کنند که رانت خواری ومفاسد اقتصادی از حد فزون شده است و این در حالی است که اکثریتی به نان شب محتاج هستند.

4-رژیم دریافته است که جنبش های اجتماعی به ویژه جنبش دانشجویان،رام شدنی و سرکوب شدنی نیست.در سالگرد18 تیر ،بار دیگر تعداد زیادی از فعالین دانشجویی را راهی زندان کرد تا همچنان رکورد دار ز ندانی کردن دانشجویان در 9 سال اخیر باشد و این ر- کورد را در تاریخ ایران زمین و شاید حتی در تاریخ سایر ملل برای خود ثبت کند.اینک این دو واژه با هم قرین شده اند؛دانشجو/زندان و زندان/دانشجو؟! ولی جنبش دموکراسی خواهی یا«انقلاب آرام»گام به گام پیش می رود.این جنبش،نارضایتی های گسترده و ملی را دستمایه ی گسترش اعتراضات خود قرار داده و به آرامی همچون جریان آب زیر زمینی،همه ی اجزای اجتماع را در بر می گیرد.رژیم برخورد سخت در برابر جنبش نرم را برگزیده است،برنده ی نهایی این منازعه ی نا برابر،مردم هستند.زیرا در مواجهه ی منطق ، مسالمت و مظلومیت با شمشیر،این منطق است که پیروز است.اگرچه این پیروزی گام به گام و زمان بر باشد.

5-در درون کشور،اصلاح طلبان پیشرو که به تغییر رفتار رژیم و نه تغییر ساختار باور دارند،حول برنده ی جایزه صلح نوبل جمع شدند تا با محکوم کردن هرنوع حمله ی نظامی یا تحریم ا قتصادی-سیاسی علیه رژیم و طرح شعار صلح بین جمهوری اسلامی و غرب،عملا برای خود یک حاشیه ی امن دست و پا کنند و حزب جدید که نقطه ی مشترک بین آن ها،حفظ جمهوری اسلامی در مقابل خواست اکثریت مردم و اپوزسیون تحول گراست،پس از آن اعلام موجودیت می کند که رفرمیست های حکومتی شکست خورده اند و بیش از این نمی توانند زیر علم خاتمی و اصلاح طلبی،در مقابل خواسته های به حق ملی جمع شوند.سخنگوی این حزب سیاسی جدید،دکتر ابراهیم یزدی با سفر های گوناگون به امریکا در صدد است تا بین رژیم و دولت امریکا صلح و آشتی برقرار نماید.این حزب جدید متشکل است از نیروهای ملی-مذهبی،نهضت آزادی،بخشی از اصلاح طلبان و چند چهره ی ملی. چهره های ملی البته کسانی هستند که از دوران خاتمی با اصلاح طلبان رابطه ی خوبی داشتند و سعی کردند نقش نفوذی های اصلاح طلب  در نیروهای ملی برای دگردیسی آن ها به نفع اصلاحات را بر عهده بگیرند.این حزب جدید،به مرور مواضع حزبی اش را بیان خواهد کرد.احتمالا در انتخابات ریاست جمهوری به نفع خاتمی یا عبدالله نوری وارد کارزار خواهد شد.اما به دلیل این که از پایگاه اجتماعی گسترده ای برخوردار نیست،به مرور منزوی می شود.شایان ذکر است این حزب جدید،در شرایطی اجازه ی تشکیل کنگره پیدا می کند که رژیم به شدت نسبت به گردهم آیی مبارزین و مخالفین سیاسی حساس است.

6-غربی ها،همچنان با رژیم جمهوری اسلامی سرگرم چانه زنی و لابی گری هستند.هر دو طرف از وضعیت موجود راضی اند.به ویژه اروپایی ها که جز منافع خود به چیزی نمی اندیشند.ما البته یاد گرفته ایم از میان درزها وشکاف هایی که بین منافع غرب و جمهوری اسلامی به وجود می آیدحرکت کرده و برای رسیدن به آزادی از آن بهره ببریم.شاید باز شدن دفتر حفظ منافع امریکا در ایران،یکی از این درزها باشد.برای این که رژیم حربه ی شیطان بزرگ و عامل شیطان بزرگ بودن را از دست می دهد یا حداقل این سلاح کند خواهد شد.همچنین تحریم هوشمند یکی دیگر از این شکاف هاست.باور نداریم که در مواجهه ی هسته ای بین غرب و رژیم اسلامی،تفاهمی برقرار خواهد شد،ضمن این که پایان عاجلی را نیز برای آن تصویر نمی کنیم.همه ی تلاش ما بر این است که از این درز و شکاف ها به نفع مبارزات دموکراسی خواهانه بهره ببریم.به مردم خود باور داریم و به خواسته های آن ها احترام می گذاریم.اگر در بین لایه های گوناگون مردم درباره ی شعار های اصلی حزب سیاسی عبادی-یزدی که نام آن را«شورای ملی صلح»گذارده اند پرسیده شود که آیا حاضر هستید دنیا با جمهوری اسلامی کنار بیاید و هیچ تحریمی علیه آن ها اعمال کند،به صورت یک پارچه و در یک حرکت ملی پاسخ منفی خواهند داد.متاسفانه رژیم کار را به جایی رسانده است که بخش بزرگی از مردم برای رژیم آرزوی جنگ دارند چه رسد به تحریم . .معلوم نیست این حزب جدید از کدام ملت حرف می زند.

7-اپوزسیون بیرون مرز البته همچنان سرگردان است.هنر اصلی بخش بزرگی از این اپوزسیون تخریب مبارزین و شخصیت هایی است که ملت به آن ها اعتماد می کنند.اپوزسیون بیرون از مرز-نه همه بلکه اکثریت-در کمین نشسته است تا یک نیروی ملی سربرآورد و آن ها به سمت او هجوم بیاورند.گمان آن ها این است که غرب باید به ایران حمله کند و آن ها را بر مسند قدرت بنشاند.در صورتیکه غرب به دنبال منافع خود است و ملت ایران نیز چنین امری را نمی پذیرد.ملت ایران راه خود را یافته و به مبارزات مدنی و گام به گام بیش از حرکات خشونت آمیز و پر هزینه باور دارد.اگرچه اکثریت از دست این رژیم عصبانی اند و برای آن آرزوی جنگ می کنند،اما پای عمل که می رسد،با احتیاط رفتار می کنند.نه این که مردم یا ملت از رژیم واهمه داشته باشند،بلکه آن ها از خشونت،هرج و مرج و آینده ای بدتر از 30سال پس از انقلاب بهمن57 نگرانند.اپوزسیون خارج نشین با تفرق خود،تخریب غیر خود و بی برنامه گی اش پیام بدی را به ملت ارسال کرده است.

8-در مجموع آینده امیدوار کننده است.اگر ملاک ما همین جنبش آرام و گام به گام و مدنی باشد،اگرچه رژیم  هزینه ی زیادی بر طبقات گوناگون به ویژه جنبش های فعال تحمیل می کند، و این جنبش در یک پروسه ی طولا نی پیروز خواهد شد ولی اهداف جنبش نرم  دست یافتنی است.ناکارآمدی رژیم،نارضایتی عمومی و فعالیت جوانان دختر و پسر به مرحله ای رسیده است که بخش های زیادی از طرفداران رژیم نیز انگیزه ی دفاع از رژیم را از دست داده و به این جنبش می پیوندند.این جنبش قرار نیست نردبان چریک و مجاهد باشد و سودای کسب آنی قدرت را در سر  بپروراند.این جنبش قرار است نردبان آزادی و دموکراسی،حقوق بشر،عدالت و صلح و آشتی ملی باشد.به نظر می رسد اجزای جنبش،هر کدام نقش خود را به خوبی ایفا می کنند.اپوزسیون خارج نشین نیز باید الگوی بر اندازی سخت را با الگوی یک جنبش نرم عوض کند،هریک از اپوزسیون های بیرون از مرز که برای خود نقش بی بدیل رهبری یک انقلاب خشن مثل انقلاب بهمن 57 را در سر می پروراند یا گمان می کند ملت باید هزینه بدهند تا آن ها به قدرت رسیده،رییس جمهور یا پادشاه شوند و پس از آن به ملت آزادی و سعادت عطا کنند،خوب است الگو های خود را تغییر بدهند.

ملت ایران در 30 سال گذشته به قدری هزینه داده اند که حاضر نیستند بار دیگر خود را طعمه ی یک انقلاب خشونت بار دیگر کنند. آن ها اگرچه به صورت یک پارچه از این رژیم ناراضی اند و اگرچه حاضر نیستند با آن همکاری کنند؛حتی صندوق های رای آن را پر نمی کنند.اما نشان داده اند که مبارزات مدنی و جنبش نرم یا انقلاب آرام را ترجیح می دهند.اپوزسیون اگر بخواهد در این جنبش نرم مردم را یاری دهد،خوب است به صورت یک پارچه از غرب بخواهد همکاری های اقتصادی و سیاسی خود را با این رژیم قطع کند.بزرگترین خدمتی که اپوزسیون می تواند در حق ملت بکند همین است.مردم نیاز به قیم و رهبر ندارند.مردم به کسانی نیاز دارند که موجب می شوند فشار رژیم را از آن ها برداشته شود.

 9-در چند ماه گذشته شاهد صدور اعلامیه های گوناگون از مراکز حقوق بشری تا اتحادیه ی اروپا و پارلمان های گوناگون غربی مبنی بر نکوهش رژیم اسلامی برای اعدام های گوناگون بوده ایم.اما عملا نه تنها این موضع گیری ها در بازدارندگی رژیم نقشی نداشته و بلکه رژیم را تحریک به اقدامات خشونت آمیز بیشتری کرده است.آیا اپوزسیون و غربی ها از خود دلیل این کارکرد منفی را پرسیده اند؟پاسخ آن ساده است؛ رژیم اسلامی دریافته است که این مراکز صرفا به اعلام مواضع سیاسی می پردازند.بنابرین تلاش می کند با اعدام های دسته جمعی پاسخ این مواضع سیاسی را به تعبیر خودش با مشت  محکم بدهد.اما اگر همین رژیم باور داشت که در ازای هر اعدام یا زندانی کردن هر دانشجو یا مبارز سیاسی،عملا اتحادیه ی اروپا یا مراکز جهانی بخشی از مراودات اقتصادی و سیاسی خود با او را قطع می کردند،دست به چنین اقدامات خشونت آمیزی نمی زد.آیا هنوز تردید دارید که غرب عملا آب به آسیاب جمهوری اسلامی می ریزد؟آیا تردید دارید غرب با بی عملی و انفعال و با بی مسئولیتی خود در قبال مردم ایران،رژیم اسلامی را علیه مردم تحریک می کند،آیا هنوز از فهم این معادله ی ساده باز مانده اید؟آیا برنده ی جایزه ی صلح نوبل در برابر این اعدام ها مسئول نیست؟هر بیان این برنده ی صلح نوبل و محافل غربی مدافع او که معطوف به عمل بازدارنده نباشد،عامل تحریک رژیم برای سرکوب و اعدام بیشتر است.می دانید چرا؟زیرا در عالم سیاست و در یک دوئل سیاسی آن کسی برنده است که از سرعت،دقت و اتکا به نفس بیشتری برخوردار باشد.ولی مسئله ی حقوق بشر را باید از این منازعات سیاسی خارج کرد.باید رژیم بفهمد که اگر حتی یک نفر را اعدام کرد یا یک زندانی سیاسی داشت،مجبور خواهد شد هزینه ی واقعی آن را بپردازد.شیرین عبادی و حزب سیاسی اش از یک سو خواهان صلح بین غرب و جمهوری اسلامی و لغو هر نوع تحریم علیه این رژیم است و از دیگر سو از رژیم می خواهد که حقوق بشر را رعایت کند؟!

من با صراحت و با صدای بلند اعلام می کنم اگر غرب مدافع حقوق بشر است و اگر با اعدام های دسته جمعی و غیر دسته جمعی مخاالف است  باید در عمل نشان بدهد.اعلام مواضع سیاسی با صدور اعلامیه کافی نیست. تا زمانی که ارتباطات تجاری-اقتصادی و سیاسی شرط رعایت حقوق بشر نباشد و تا زمانی که رژیم اسلامی برای اینگونه اقدامات خود هزینه ی عینی و سنگین نپردازد،بیانیه های سیاسی غربی ها،صرفا و صرفا به تحریک عناصر تند روی رژیم خواهد پرداخت.بعید است غربی ها و نمایندگان آن ها در درون مرز،مفهوم این عبارات ساده اما واقعی را در نیابند.اپوزسیون اما نمی دانم..                                                                                                                                     7/امرداد/1387خورشیدی

                                                                    ایران/تهران

 

+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در دوشنبه هفتم مرداد 1387 و ساعت 16:26 |