تبليغاتX
روابط عمومی جبهه دمکراتیک ایران

ازسوی جبهه متحد دانشجویی به مناسبت آزادی کیانوش سنجری بیانیه ای صادرشد . متن بیانیه بدین شرح است:

سرانجام پس از80 روز مقاومت درزندان اوین کیانوش سنجری عضوشورای مرکزی جبهه متحد دانشجویی وجبهه دمکراتیک ایران شامگاه چهارشنبه با تودیع وثیقه یک میلیارد ریالی آزاد شد.این درحالی است که خبرهای نگران کننده ازوضعیت احمد باطبی بگوش می رسد وهنوز شماری ازآزادی خواهان ازجمله بهروزجاوید تهرانی ، کیوان رفیعی ، امیرساران، دکترکیوان انصاری ، مهرداد لهراسبی ، عباس دلدار و درخشندی وجهاندار وبسیاری دیگردرمحبس اوین ، گوهردشت وسایرشهرهای کشوراسیرند. همچنین شماری اززندانیان سیاسی نظیرعباس امیرانتظام ، حشمت اله طبرزدی و سیامک پورزند درمرخصی مشروط بسرمی برند وبه ظاهرآزادند اما


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در پنجشنبه هفتم دی 1385 و ساعت 11:20 |
درمورد مواضع جبهه دمكراتيك ايران ((IDF‌)) پيرامون نما يش انتخا با تي رژيم كه دربيا نيه پيشين اعلام گرديده بود، بصورت اصولي برچند نكته تاكيد كرده بوديم.

نخست اينكه انتخا با ت با مفهوم واقعي آن صرفا"دركشورها يي صورت مي پذ يرد كه ميزان مشروعيت حكومت ومجموعه اركان حاكميت منبعث ازآراي واقعي وبدون خدشه ملت باشد، كه با توجه به استيلاي يك حكومت ايد ئولوژيك وفاشيسم مذهبي بر ايران،،، ميزان (( نه راي ملت)) كه تشخيص وتغليب روحا نيوني ميباشد كه با پول و زور و تزوير،، برقدرت نا مشروع وضد مردمي سوار است .

بهمين دليل چون هيچيك ازانتخا با ت رژيم را دمكراتيك، عادلانه، سا لم و بد ون خدشه، وعاري از تقلب وتا ثيرگذار نمي دانيم، لذا مطا بق منشور ده گا نه جبهه دمكراتيك ايران، با صراحت اعلام كرده ايم كه درهيچ يك از راي گيريها يي كه توسط اين رژيم صورت بگيرد شركت نكرده ونخواهيم كرد و به چنين نما يشها ئي مشروعيت نخواهيم داد.

با چنين استدلالي بود كه مد تها قبل ازبرگزاري نمايش 24 آذر85 طي صدور بيا نيه اي اعلام كرده بوديم كه درا نتخا با ت خبرگان رهبري وميا ن دوره اي مجلس اسلامي شركت نخواهيم نمود، اما درپيوند با انتخابات شوراها به اين دليل كه ظاهرا"ازماهيت سياسي بر خوردار نيست، همگام با د يگر گروها وتشكلهاي اپوزيسيون تشخيص را بعهده مردم گذاشته، اگرچه درآن نيز شركت نكرد يم، اما دراين زمينه هيچگونه پيشنهاد خاصي مبني بر حضور يا عدم حضور بمردم ارايه نداد يم، چرا كه برخلاف آنچه كه حاكمان تبليغ مي كنند، معتقد يم كه مردم ايران بعد از27سال حكومت روحا نيون و مشاهده اينگونه بازيها خود بخوبي ميدانند كه دركدام صحنه حضور يا بند، وكدام بازيها را تحريم نمايند.

اما لازم دانستيم تا بحكم مسئوليت مبارزاتي وهمچنين وظيفه ملي پيرامون نما يش ا نتخا با تي 24آذر 85 رژيم گزارشي تحليلي بشرح زيررا تقد يم نما ئيم:

1– چنا نچه اشاره شد، محتمل است كه بخشها ئي از مرد م بو يژه درشهرها وروستا ها ي كوچك مسئله شوراها را يك امرسياسي تلقي ننما يند. يعني نتيجه آنرا بخدا و پيغمبر، ومقدسا ت و وظيفه شرعي و...! آنگونه كه سران رژيم در تبليغات خود عنوان مي كنند، گره نزنند، اين واقعيت وجود دارد كه مخالفان حكومت صرفا"بدليل عدم اعتما د به نتا يج راي گيري درا نتخا با ت شوراها شركت نكنند، اما اين حقيقت نيز با يد مورد توجه قرار بگيرد كه حضور مردم در روستا ها ومحله ها وشهرهاي كوچك درا نتخا با ت شوراها نيز نبا يد لزوما" بمنظور حما يت و پيروي كوركورانه ازفرامين حكومت ارزيا بي شود. مردم محروم ايران بويژه درروستاهاي پراكنده وشهرهاي كوچك ، صرفا"بد ين منظوركه بتوانند بنحوي مشكلات معيشتي ورفاهي خود چون: آب، برق، بهداشت، آموزش، راههاي روستا ئي، كوپن قند و شكر وسا يراقلام مصرفي را برطرف سازند، درا نتخا با ت شوراها شركت مي كنند. درواقع ميتوان گفت نگاه اين گروه ازهموطنان ما بمسئله ا نتخا با ت شوراها بعنوان يك مسئله اجتماعي – اقتصادي است تا يك مسئله سياسي! ادله ما براي اين ادعا، افرادي هستند كه درشوراهاي شهر و روستا راي مي آورند كه ويژگي اصلي آنها اين است كه سياسي نيستند. حتي درا نتخا با ت شوراي شهر، كلان شهري چون تهران كه سياسي ترين شهركشور محسوب ميشود نيزوضعيت چنين است كه افرادي مثل رسول خادم، عليرضا دبير، هادي ساعي راي مي آ ورند كه ظاهرا"ويژگي آنان غير سياسي بودن است، گرچه كه همين ورزشكاران سا بق هم درحيص و بيص ا نتخا با ت، خصوصا" بعد ازاعلام نتيجه وراه يا بي آنها به شورا ي تهران هر يك در بيا نيه هاي مطبوعاتي اعلام نمودند كه درخدمت دولت و پيرو فرامين رهبري خواهند بود.

درچنين وضعيتي چه ا پوزيسيون ا نتخا با ت شوراها را تحريم بنما يد، وچه سكوت نما يد، يا دستگاههاي تبليغي رژيم بشكلي گسترده وعوام گرايا نه ((پوپوليستي)) بسراغ ورزشكاران، خوا نند گا ن، بازيگران تئا تروسينما، ياهرفرد و نهاد ديگري كه بهردليل از وجهه عمومي يا اجتماعي برخورداراست برود، يا نرود، وازآنها بخواهد تا ازمردم دعوت كنند كه درنمايش ا نتخا با تي شركت كنند، همواره بخشي ازمردم براي تامين نيازهاي معيشتي واموراجتماعي ومسا ئل ديگري چون وابستگي هاي فاميلي و جناحي وسياسي و بعضا"اعتقادي درا نتخا با ت شوراها شركت خواهند كرد. درصورتيكه اگرهمين شوراها در يك ساختار سياسي – اجتماعي آزاد ودمكراتيك برگزارشود، مي توان پذيرفت كه بهترين نتيجه و يكي از مطلوبترين ابزارهاي مشاركت واقعي مردم درسرنوشت سياسي – اجتماعي واقتصادي و... فراهم مي يا يد. اما بايد دريافت كه بيچا رگي ودرما ندگي اين رژيم بكجا رسيده است كه با تمسك بهرفرد وهروسيله اي متوسل ميشود تا ازاينطريق با بصحنه آوردن بخشهايي از مردم ولو اندك براي نشان دادن مشروعيت مردمي خودش بهره برداري نما يد.

اين رژيم درما نده و واخورده از حمايت حقيقي مردم، دريك تلاش مذ بوحا نه تلاش نمود تا با توام نمودن و هم زما ني ا نتخا با ت خبرگان و ميان دوره اي مجلس اسلامي صد در صد سياسي، با ا نتخا با ت شوراها شرايطي را فراهم بيا ورد تا بلكه آن گروه از مردمي كه مي خواستند فقط وفقط درانتخابات شوراها شركت كنند رامجبور نمايد تا اجبارا"درانتخابات خبرگان هم راي ريزي نمايند كه برابر اطلاعات موثق واصله از بسياري نقا ط كشوراين امر بصورت اجباري صورت گرفته وبسياري از هموطنان يا آراء خبرگان را بصندوق نريخته ويا آنها را سفيد ومخدوش وخط خورده بصندوقها ريخته اند. جالب اين است كه هركس مي خواست تا درا نتخا با ت شوراها شركت كند، ازسوي مجريان ونا ظران حوزه ها ملزم مي شد كه ابتدا راي خبرگان را به صندوق بيا ندازد و پس ازآن امكان راي ريزي براي شوراها ميسر ميشد! كه بايد گفت زهي درماندگي و زهي بد بختي.

2 – با وجود اينكه مردم، بويژه روستا ئيان وشهرستا ني ها، شوراها را سياسي قلمداد نمي نمايند، ومعمولا"بخشهايي ازآ نان دراين ا نتخا با ت شركت مي كنند، واز طرفي با وجود اينكه رژيم به هيچ مخالفي حق كا ند يدا توري وشركت درهيچ ا نتخا با تي را نميدهد، وبا وجود ا ينكه دستگاههاي تبليغي رژيم بصورت يكطرفه وانحصاري ازماهها پيش ازبرگزاري نما يش هرا نتخا با تي با استفاده از تمامي ابزارهاي مشروع ونا مشروع به شكل عوام گرايا نه ازمردم مي خواهد تا درنما يش ا نتخا با ت شركت كنند، با اين وجود، بوضوح ديده شده كه برخلاف تمامي اين ترفندها در نيل به اهداف خود ناكام مانده است. بعنوان نمونه بايد از تحريم عملي ا نتخا با ت ازسوي مردم درشهرهاي بزرگي چون اصفهان، شيراز، مشهد، تبريز، زاهدان، اهواز، سنندج، و... وازهمه مهمتردرتهران نام ببريم.

براي نمونه كلان شهري چون تهران كه پايتخت، ويكي از سياسي ترين شهرهاي ايران  محسوب مي شود، بموجب آمار داده شده توسط خود رژيم، وبا اين تصور كه آمار ارائه شده آماري صحيح باشد كه در ماهيت آن مي توان ترديد نمود،  بالغ بر8 ميليون وهفتاد وسه هزارو پانصد وبيست ودو نفر راي دهنده بسر مي برند. بنا براين برهمين آمارساختگي رژيم كه هيچ اعتمادي به آن نيست، بازهم حسب آمار نهائي كه توسط وزيركشور در مصاحبه مطبوعاتي پس از پايان شمارش آراء اعلام گرديد، فقط ((1656558)) ((يك ميليون وششصد و پنجاه و شش هزار و پانصد و پنجاه و هشت نفر)) {روزنامه اعتماد ملي شنبه 2د يماه 85} درآن ا نتخا با ت شركت كردند. يعني رقمي حدود 20 درصد.

درواقع 80 درصد مردم فهيم پايتخت مخالفت و نا رضا يتي خودرا بنمايش گذاشتند و دراين نمايش مضحك شركت نكرد ند. اين درحالي است كه تهران مركز همه وزارتخا نه ها، مراكز نظامي، دانشگاهها وسازما نهاي تجاري وغيرواست كه اعضاي آ نها براي ا ينكه شنا سنامه شان ممهور به مهرا نتخا با ت قلابي بشود، اجبارا"با يد درا نتخا با ت شركت مي كردند. درواقع مي توان ادعا نمود كسا نيكه به لحا ظ اعتقادي و وابستگي هاي مسلكي ود يگر دلبستگي ها به كا ند يداهاي حاكميت يعني طرفداران احمدي نژاد وسا يررهبران وجنا حهاي حكومتي درا نتخا با ت شركت كرد ند، هما نها ئي هستند كه به پروانه احمدي نژاد راي دادند. يعني آماري كه به 5 درصد هم شا يد نرسد.

3- نكته جالب توجه درا نتخا با ت اخيرا ين بود كه با وجود تمامي تبليغاتي كه كليه جناحهاي حاكميت، اعم از اصلاح طلبان برهبري سيد محمد خاتمي- كروبي – ومحا فظه كارا ني چون هاشمي رفسنجا ني و ساير نهادهاي قدرت بصورت آشكار و نهان ازمردم مي خواستند تا درا نتخا با ت خبرگان شركت نما يند وبه افرادي چون هاشمي رفسنجاني راي بدهند تا بزعم خودشان از قدرت گرفتن افراد وعنا صري چون محمد تقي مصباح يزدي وامثا ل او جلوگيري شود، وازاوج گيري به اصطلاح تند روها و تندروي هاي احمدي نژاد جلو گيري شود، اما همگان و  حتي خود دست اندركاران رژيم بخوبي دريافتند كه ازمجموع راي دهندگان استا ن تهران (( و نه فقط كلا نشهر تهران)) كه با يد آماري حدود14— تا 16 ميليون نفر باشند، ((متا سفا نه شرايط رژيم چنان اسفناك وغم انگيز بود كه درهيچ موردي از موارد اين ا نتخا با ت سرا پا كذ ب رژيم آماردقيقي ارائه ننمود ونخواهد نمود)) ، وعاليجناب علي اكبرهاشمي بهرما ني، معروف به ر فسنجا ني فقط با آرائي معادل 5/1ميليون نفربعنوان نفر اول تهران معرفي مي شود. يعني اينكه نفراول ا نتخا با ت مملو‌ از تقلب وحقه بازي،‌ ودرعين حال ا نتخا با تي غيرعادلانه، نا مشروع وغيردمكراتيك هيچگاه نميتواند اعتماد وحما يت بيش از10 درصد ازشهروندان استان تهران را جلب نمايد !؟ آنهم استا ني كه بحق ميشود آنرا بلحا ظ حجم جمعيتي معادل سه كشورعربي درآنسوي خليج فارس ارزيابي نمود. بهمين دليل است كه سردمداران رژيم اسلامي با بي شرمي تمام بخود اجازه ميدهند تا حتي ازمنبرهاي نمازجمعه و محراب آن از مردمي كه با اين رويگرداني بزرگ واين عدم اعتماد به رژيم اسلامي نفرت خود را بنما يش گذاشتند، صميمانه تشكر نموده ويك شكست صددرصد مفتضحانه را پيروزي تلقي، وحضورگسترده مردم تبليغ نمايند !؟

رژيم طي يك ماه وا ندي قبل ازنما يش ا نتخا با ت ضمن دست به دامن شدن به حسين رضا زاده، هادي ساعي،‌ علي دائي وهمچنين با توسل جستن به هنرپيشگا ني چون مهران مد يري ود يگرهنرمندان درجه 3 و4 و خوانندگا ن و ورزشكاراني كه اندك محبوبيتي دربين مردم داشتند، تمام تلاش خود را بكاربرد تامردم را ترغيب به شركت درا نتخا با ت بنمايند كه نتيجه آن همه تبليغات عوام گرايا نه اين بود كه بيش از80 درصد مردم تهران وساكنان استان تهران وسا يرشهرهاي بزرگ در يك تحريم اعلام نشده، ا نتخا با ت رژيم را با يكوت كرده ودريك رويگرداني عظيم عدم مشروعيت آ نرا به رخ رژيم و پيش روي جها نيان قراردهد، اما سران رژيم بدليل درما ند گي مفرط ازوضعيت پيش آمده، كما كان وبطور وقيحا نه برطبل تبليغات دروغين خود مي كوبد!

بهمين دليل جا دارد كه ازعموم هموطنا ني كه تحت تاثير تبليغات دروغين رژيم قرارنگرفته وفريب بازيهاي پوپوليستي آنرا نخورده وازتهد يدهاي توخالي رژيم نهراسيد ند ودرانتخابات شركت نكردند، بويژه ازشهروندان بزرگ تهراني با تمام وجود وازصميم قلب سپاسگذاري نما ئيم .

4 – درهيچ نقطه اي از جهان مگردرسرزمين ها ئي كه ژيم هاي تك حزبي حاكم است، چون كشورهاي كمونيستي، يا كشورهاي استبدادي وفاشيستي ديده نشده كه حكومت با ترتيب دادن نما يشهاي تلويزيوني با نشان دادن مهرزدن برشناسنامه شهروندان ازمردم بخواهد تا درا نتخا با ت شركت كنند! بلكه اگر رقا بت واقعي باشد ومردم حق د خا لت درسرنوشت خود را داشته باشند، ازطريق سازما نها، احزاب وا تحا د يه ها وسا يرنها دهاي مدني درا نتخا با ت شركت خواهند كرد، وهيچ نيازي به ا ين نما يشها وخيمه شب بازيهاي مسخره نيست. ولي درا يران همه چيز معكوس بوده واين حكومت است كه وظيفه احزاب را برعهده گرفته واحزاب وا پوزيسيون را سركوب كرده است. فراموش نكرده ا يم كه درعراق تحت سلطه حزب بعث وصدام حسين، همواره حضورمردم درا نتخا با ت صد در صدي اعلام مي گرديد كه نود وهشت درصد آنها به صدام راي مي دادند.‌ حال سئوال اينست كه آيا رژيم جمهوري اسلامي هم قادربوده و يا خواهد بود كه مردم را به پاي صندوقها بكشا ند و براي د يكتا تور ملا يان راي حتي 30 تا 40درصدي درست كند؟ قطعا"‌جواب منفي است، چرا كه نه ملت ايران ملت عراق است كه چنين ذلتي را بپذ يرد، و نه حكومت اسلامي حكومت توانمندي چون حكومت صدام و حزب بعث عراق مي باشد. بنا براين پذيرش چنين منطقي بنا بدلائل متعدد نميتواند پذ يرفتني باشد. بدين معنا كه اگر نيروهاي ا پوزيسيون واحزاب مخالف از سوي رژيم سركوب شده وحق شركت در تعيين سرنوشت كشورازآنها موقتا"سلب گرديده، اما اين موضوع مطلقا"بدان معنا نخواهد بود كه هيئت حاكمه قادر باشد كه از طريق ا نتخا با ت نمايشي و تبليغات عوام گرا يا نه و((پوپوليستي )) با تبليغات دروغين براي خود مشروعيت بتراشد، وحتي اگرموفقيتي هم حا صل نما يد كه نمونه آن بصورت واقعي درخرداد76 ميسرگرديد، بدليل ساختارغيردمكراتيك قادر بحفظ آن نبوده، ودرواقع مي توان ادعا نمود كه لياقت حفظ آنرا نخواهد داشت.

5 – ترد يد ي وجود ندارد كه نتيجه همين ا نتخا با ت فرمايشي، غيرعادلانه، وغيردمكراتيك كه مخالفان ومنتقدان مستقل وخارج ازدا يره قدرت مجاز نبود ند تا كا ند يد ائي معرفي نما يند، وحاكميت حتي كا ند يداي خبرگان يا شوراي شهرمعرفي شده از سوي خودي ها را نيز برنتا فت، چيزي جزشكست براي د ولت تندرو نظامي – امنيتي احمدي نژاد وكل حاكميت نبود. همه اينها درشرا يطي اتفاق مي ا فتد كه احمدي نژاد وطرفدارانش گمان مي كرد ند كه نه تنها اين د وره چهارساله، بلكه چهارساله بعدي را نيزبا شعارگرايي، عوام فريبي وتندروي هاي بي حد ومرز بدون دغدغه پشت سرخواهند گذاشت. اين شكست بويژه براي نظاميان حامي احمدي نژاد پند آموز خواهد بود. براستي د ولتي كه خود ش را نما ينده امام زمان مي داند و براي ظهور او اتوبان چند صد ميليوني مي كشد، چگونه ازسوي پيروان امام زمان مورد بي مهري قرارمي گيرد كه حتي ازطريق راي سازي واستفاده از نهادهاي نظامي ازجمله بسيج و وزارت كشورو ديگر امكا نا ت موجود نيز نتوانستند براي دارو دسته خواهراحمدي نژاد وياران او درائتلاف ((رايحه خوش خدمت )) راي زيادي را جفت وجور كنند؟‌!

6 – طرفداران اصلاحات درون حكومتي با تبليغات اغوا كننده، مدعي شده بود ند كه اگرمردم درا نتخا با ت شركت كنند، كا ند يداهاي آنها راي خواهند آورد، ولي اين گروه نيز با يد درتحليلهاي خود تجد يد نظر كنند چرا كه تجربه نشان داده كه اكثريت مردم ايران ازآنها و( تز) اصلاح طلبي شان عبوركرده كه ميزان راي آوري آنها صرفنظرازهمه شا نتاژها ي تبليغا تي كه بحث ديگري را مي طلبد مبين اثبات اين ادعاست. بنا به ادعاي رژيم و تا ييد اصلاح طلب ها، حدود20 درصد مردم درا نتخا با ت شوراي شهرتهران شركت كردند، كه ليست اصلاح طلب ها حتي نتوانست با كسب اكثريت درصدر ليست ا نتخا با ت قراربگيرد واين درحالي بود كه اقتدارگراها با سه ليست بميدان آمده بودند. درواقع چهره هاي اصلاح طلب حتي نتوا نستند با يك چهره نظامي رقا بت نما يند كه دليل اين مسئله دو چيز است :

الف – ناسالم برگزار شدن ا نتخا با ت ازسوي دولت نظامي – امنيتي كه طبعا"نميتوان انتظار داشت آراي واقعي مردم ولو همان اقليت شركت كنندگان محترم شمرده شود وآمارواقعي اعلام گردد.

ب : اصلاح طلب ها هنوز در ابهام و توهم بسر برده وگمان مي كنند كه مردم بدليل هراس از جو رعب ووحشت كنوني كه آنان نيز درشكل گيري وتداوم آن مستقيم وغير مستقيم نقش داشته اند، ازاقتدارگرايان بريده و به آنان روي خواهند آورد، كه اگرهنوزهم چنين مي انديشند كه ظواهر چنين مي نمايد، بايد گفت زهي تاسف. درصورتي كه عكس جنين تصوري درا نتخا با ت مجلس هفتم ورياست جمهوري نهم كه اتفاقا"برگزاركننده آن همين اصلاح طلبان بودند، اثبات گرديد ومردم رويگرداني خود ازاين جناح را نيز اعلام كرده بود ند. اينك اپوزيسيون ومردم ازهردو جناح حاكميت روگردانده وصحنه نما يش ا نتخا با ت را به سردارطلائي، هادي ساعي، عليرضا دبير ورسول خادم و...واگذاركرده اند. اين افراد نيز اقليتي ازشهروندان را نمايندگي مي كنند كه ازهويت خاص سياسي برخوردارنيستند. پس خوب است كه اصلاح طلبان نيزازخواب جزميت واز توهم مردمي بودن بيدارشوند وبپذ يرند كه درنزد اپوزيسيون ومردم فهيم ايران، وزن سياسي افزون بررقباي اقتدار گراي خود ندارند.

آن كسا نيكه كه پرچم اعتماد ملي بالا برده ا ند با يد دريا بند كه ملت ايران ديگر بهيچ يك ازجنا حهاي قدرت درپهنه اين حاكميت خشن وضد مردمي اعتماد ندارند و اين عدم اعتماد خود را درتحريم همه جا نبه انتخا با ت هفتم مجلس ونهم رياست جمهوري ودرانتخابات چند گزينه اي24آذر85 درتهرا ن وساير كلان شهرها بنمايش گذاشتند.

6 – درباره راي عاليجناب رفسنجا ني ازسوي تحليلگران غربي، و برخي رسا نه هاي فارسي زبان ايراني درون وبرون مرز و جناح اصلاح طلب،‌ سروصدائ زيادي برپا شد، تا جا یي كه اين عاليجنا ب نيز با ورنمود كه واقعا"منتخب اول مردم بوده و شا يد هم درسا يه چنين با ور بيهوده اي بود كه با صدوربيا نيه اي، ازاينكه ازميان حداقل 15ميليون شهرونداستان تهران، با بيش از3/8 ميليون حا ئزين دادن راي فقط 5/1 ميليون نفر به اوراي داده شده، به رجز خواني پرداخت. درجواب به عاليجنا ب وحاميان غربي او با يد گفت، ((خود گويي و خود خندي، عجب مرد هنرمندي !؟)) براستي اين اقليت شركت كننده اگر به رفسنجا ني راي نمي داد ند پس به چه كسي با يد راي مي داد ند؟ لابد بايد به افرادي چون جنتي و محمد يزدي ومصباح يزدي وموسوي تبريزي وامثالهم راي ميداد ند، عجبا !؟

بنا براين اگرغربي ها براي اهداف خاص خود وحل مشكلا تي كه احمدي نژاد بدليل سياست هاي افراطي وغيرعقلاني براي آنها بوجود آورده تما يل دارند، با يد كه ازيك عاليجنا ب منفور وشكست خورده وآزمون داده درنزد ملت ايران يك قهرمان قلابي وبگفته خودشان (( پراگما تيك)) بسازند، بحثي نيست، بسازند. اما مبارزان وآزاد يخواهان ايرا ني نيك آگاه هستند كه اولا"راي آوردن رفسنجا ني نتيجه تبا ني عنا صرقدرت دربا لا تر ين سطوح، و بدليل وحشت ازاقداما ت احمدي نژاد و حاميان نظامي او بوده، كه اين پديده شوم نيز حاصل سياستهاي غلط همين عاليجناب وحواشي واطرافيان او چون محمد خاتمي ودارودسته اصلاح طلبان يوده است.

درواقع آنها ازترس ا ينكه مبادا، با قدرت گرفتن طرفداران احمدي نژاد بويژه مصباح يزدي، انحصار قدرت شكسته شود . از ماهها پيش سناريويي تهيه د يد ند تا دراين ا نتخا با ت ازطريق بالا آوردن رفسنجاني، بزعم خود شاخ احمدي نژاد وحاميا نش را بشكنند، و توازن قدرت را كما كان بنفع خودشان برقرارنگهدارند.

شايد هم براسا س همين تحليل و تفسير ها ي آ نچنا ني بود كه ملاحظه ميشد اكثريت تريبون هاي غرب، بر طبل تو خالي سوداي رهبري مصباح يزدي بكوبند تا آ نا ن بوحشت بيفتند وبارد يگر بسراغ آزموده اي بروند كه آزما يش خود را درطي 27 سال گذشته داده وملت ايران نه رغبتي به رفسنجا ني،، كه به هيچيك ازعنا صراين حكومت ازصد رتا ذ يل نداشته و ندارند، وهيچكدام ازاين حضرات را درجهت تحقق آرما نهاي ملي وآما ل وآرزوهاي فردي خود ارزيا بي نمي نما يند، وازهمه مهمتر معتقد ند كه تداوم اين حكومت و ادامه حيا ت سياسي عنا صر آ ن با هراسم وعنوان و منزلتي را در تضاد كامل با مصالح و منا فع ملي واعتلاي كشور خود ارزيا بي مينما يند، ضمن اينكه بدليل ايد ئولوژيكي نيزاين رژيم را بعنوان بمبي ساعت شمار براي انهدام منطقه خا ورميانه بطوراعم ومنطقه حساس خليج هميشه فارس برمي شمارند. حال ا ينكه متوسل شدن به رفسنجا ني چه تفاوت ماهوي با مصباح يزدي يا اين آن دارد سئواالي است كه نظريه پردازان داخلي و خا رجي با يد پاسخگوي آن باشند. ثانيا"رفسنجا ني همان فردي است كه درطي28 سال گذشته بر اركان نظام حاكم بوده وقرارنيست كه هيچ برنامه اصلاحي ومترقي كه منطبق با اصول دمكراسي مدرن باشد ارا ئه نما يد . آنچه مسلم است اينكه او صرفا"به بدنبال حفظ موقعيت اهريمني خود دروحله اول وحفظ رژيم درمرحله بعد مي باشد ولاغير. ضمن اينكه سا ختا ر قدرت نيز بگونه اي است كه رفسنجا ني قدرت و فرصت چندا ني براي ما نورها ئي كه بتواند منافع غرب خصوصا"آمريكا را حفظ نمايد، داشته باشد. غربي ها خصوصا"ايالات متحده آمريكا خاصه دولت بوش بايد به اين حقيقت رسيده باشند كه اين مهره چون كليت رژيم سالهاست كه سوخته وامكان عمل خا صي ندارد.

البته ممكن است كه اين فرد درمقا طعي بتواند با ژستهاي اپوزيسيوني به برخي تحليل گران ساده لوح اين گونه القا نما يد كه طرفدارغرب بوده وخواهان اجراي رفرم دركشور است، كه بازهم با يد گفت آزموده را آزمود ن خطاست.

هاشمي رفسنجا ني در نزد ملت ايران هما نقدر منفور است كه مصباح يزدي وغير وذالك.

حتي اگرتبليغات چند ماهه اخيررسا نه هاي غربي و اصلاح طلبان صورت نمي گرفت، چه بسا كه رفسنجا ني بدليل اينكه گزينه ديگري وجود نداشت، براي مجلس خبرگا ني كه طي16 سال گذشته عضو ارشد آن بوده، مي توانست بعنوان تسلي خا طر كسا ني است كه ازاشغا ل پست رهبري ازسوي مصباح يزدي درهراس بوده وهستند درخبرگان باشد، اما بعنوان عنصري آلوده وخنثي بيش ازآنچه كه بوده اثري نخواهدداشت.

لذا ما معتقد بوده وهستيم كه د نياي غرب بجاي بازيهاي سياسي ازا ين دست، با يدهمه سرما يه گذاري خود را برروي مبارزات آزاد يخواها نه ملت ايران متمركزنما يد، چراكه تنها راه تحقق صلح پا يدارواسقرار دمكراسي درمنطقه حسا س خا ورميا نه ومنطقه استرا تژيك خليج فارس دراين سياست متجلي خواهد گرديد ولاغير.

            زنده بادآزادي – برقرارباد دمكراسي – گسسته باد زنجير استبداد

جبهه دمكراتيك ايران IDF‌ / ايران / تهران - 2/10/85 (( 23DEC2006))

+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در دوشنبه چهارم دی 1385 و ساعت 13:28 |
درايران تحت حاكميت جمهوري اسلامي، بدليل حاكم بودن فضاي سركوب وترور و وحشت، هرفردي كه بخواهد ازحقوق سياسي – اجتماعي و... خود كه ازبديهي ترين حقوق اوليه هر انساني محسوب مي شود ودراعلاميه جهاني حقوق بشروميثاقهاي پيوست آن بوضوح وباصراحت تمام مجموعه اين حقوق برسميت شناخته شده ، بهره بگيرند ودرتصميمات جامع خود سهيم وشريك باشند، سروكارشان با بازداشت ، شكنجه، وزندان واعدام خواهد بود .

هيچ تفاوتي نمي كند كه اين فرد يا افراد ازدگرانديشان، تلاش گران و كنش گران ، اعم ازسياسي ، دانشجوئي ، دانشگاهي، كارگري ، روزنامه نگاران ،  پرستاران، دانش آموزان ، معلمان وطيفها و لايه هاي اجتماعي ديگروهمچنين اقوام ايراني يا اقليتهاي مذهبي باشند .

ايران تحت لواي حاكميت جمهوري اسلامي بصورت يك زندان بزرگ بمعناي اخص كلمه ايران بصورت يك براي تمامي طرفداران حقوق بشر، دمكراسي خواهان ، وكساني تبديل شده است كه طرفدارآزادي بيان وعقيده وقلم مي باشند. هرفرد يا سازمان، تشكل يا حزب سياسي ازهرموضع يا طيف وطبقه اي كه باشد، چنانچه لب به انتقادازعملكرد رژيم وحاكمان آن بگشايد، يا عليه وضع موجود قلم بزند ويا كلامي برزبان براند، وخواهان وضعيتي مناسب وشرايطي شرافتمندانه تر بشود، حتما سروكارش به تيغ سركوب وزندان، وذبح اسلامي حكومت خواهد افتاد .

بعنوان نمونه مي توان ازافرادي نام برد كه به صرف بيان عقيده ودفاع ازحقوق مدني خود وشهروندان درچهارديواري امن خود سلاخي شدند ((زنده يادان فروهرها )) يا اينكه درخيابانها ربوده شدند وپس ازقصابي شدن لاشه تكه پاره شده شان دربيابانهاي اطراف تهران پيدا شد (( محمد جعفرپوينده – محمد مختاري)) وديگراني كه هنوزمرده وزنده بودنشان برهيچ كس بجزقصابان رژيم اسلامي روشن نشده است چون پيروزدواني ومحمد شريف وزال زاده وغيرو.

درعين حال هستند افرادوشخصيتهائي كه بهمين دلائل يعني ابرازعقيده ودفاع ازحقوق مدني خود وشهروندان بازداشت ومحاكمه شده وبه زندانهاي طويل المدت محكوم شده اند، امثال : مهندس عباس اميرانتظام - مهندس حشمت الله طبرزدي - سيامك پورزند - احمد باطبي - ناصرزرافشان - كيانوش سنجري - بهروز جاويد تهراني - كاظميني بروجردي - مهرداد لهراسبي - عباس دلدار- اميرحشت ساران ، محمد حسين خوانساري - كيوان رفيعي- ودهها وصدها زنداني سياسي ديگركه هيچ آماردقيقي ازآنها دردست نيست، مگربا يك تحقيق همه جانبه آنهم تحت نظارت مجامع حقوق بشري وسازمانهاي بين المللي چون شوراي حقوق بشرملل متحد اززندانهاي رژيم درتمامي استانها وشهرهاي كشور.

همچنين گروه بزرگي ازهم ميهنان كرد، بلوچ ، عرب، وآذري كه به دليل مطالبه حقوق مدني خود اينك درشكنجه گاهها وزندانهاي رژيم به سرمي برند، ياهر روز خبراعدام آنان درجاي جاي كشوراعلام مي شود .

ياافرادي چون خالد حرداني ، فرهنگ وشهرام پورمنصوري، غلامحسين كلبي ، سعيد ماسوري، عباس كرمي خيرآبادي كه سالهاست زيرحكم اعدام درزندانهاي رژيم محبوس بوده وبدون برخورداري ازامكاناتي چون مرخصي قانوني باآزارهاي روحي ازسوي عوامل رژيم روبرو هستند .

وافراد ديگر چون خليل شانچي ، عباس عسگر زاده ، سعيد شاه قلعه ، جعفراقدامي ، هاشم شاهين نيا ، ابراهيم مومني ، حميد رضا محمدي ودهها تن ديگر كه درشرايط غيرانساني، سالهاست كه درسلولهاي مخوف اين رژيم زنداني ومحبوس هستند .

اگرقرارباشد درباره سركوب ، زندان، وتعداد زندانيان سياسي وعقيدتي درايران امروزسخن گفته شود، مثنوي هزارمن كاغذ خواهدشد . بجهت اينكه حقوق مخالفان ومعترضان به مظالم رژيم بصورتي سيستماتيك و دامنه دارزيرپا گذاشته مي شود. حتي تمامي رهبران وكادرهاي احزاب وگروههاي اپوزيسيون مثل:‌ جبهه ملي ايران، حزب دمكرات كردستان، حزب پان ايرانيست، ، حزب ملت ايران، گروههاي ملي – مذهبي، كانون نويسندگان، جبهه دمكراتيك ايران ، سازمان ادواردفتر تحكيم وحدت ، جبهه متحد دانشجوئي ، دفتر تحكيم وحدت ، حزب دمكرات ايران، سنديكاي شركت واحد اتوبوس راني شركت واحد، كوشندگان درجنبش زنان ، جنبش دانشجويان وصدها شخصيت مستقل ومبارزديگر وروزنامه نگاران، و وبلاگ نويسان ودانشگاهيان ونويسندگان وگروه هاي مدافع حقوق بشركه هر لحظه درمعرض خطردستگيري قرارداشته وبصورت دايم زيرتيغ سركوب عناصرامنيتي رژيم سركوبگراسلامي قراردارند كه مبادا فعاليتي عليه سركوب وخفقان حاكم ازخود نشان بدهند . حتي اعضاي برخي مذاهب يا فرقه هاي عقيدتي مثل دراويش ويا روحانيون آزاديخواه درحوزه هاي ديني بويژه برخي مراجع مذهبي ازسركوب وترورمستثني نبوده ونيستند .

درچنين شرايط خفقان آور وغير قابل تحملي ، صدور قطعنامه اخيرازسوي مجمع عمومي سازمان ملل متحد درمحكوم كردن رژيم اسلامي بدليل نقض مكرر ومستمرحقوق بشر را قدمي مثبت وقابل تقدير ارزيابي مي كنيم، اما كافي نمي دانيم .

اميد است كه اين اقدامات تا آنجا گسترش يابد تا رژيم اسلامي احساس مطلق العنان بودن درسركوب شهروندان بي پناه را ننمايد .

همچنين اميدوارهستيم كه ديده بانان حقوق بشر، درابطه با وضعيت بازداشتگاههاي امنيتي رژيم كه افرادي چون كيانوش سنجري وكيوان رفيعي وبسياري ديگرچون آيت الله كاظميني بروجردي وهواداران اين روحاني ناراضي درآنجا محبوس ميباشند وازهر نوع حقوق اوليه يك زنداني بي بهره هستند اقدامات موثروملموسي بعمل آيد .

زنده باد آزادي – برقرارباد دمكراسي – گسسته باد زنجيراستبداد

ايران / 1 ديماه / 1385

جبهه دمكراتيك ايران ((IDF ))

+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در یکشنبه سوم دی 1385 و ساعت 7:43 |